شعر زیبا

روزها رفت و نیاورد کس از تو خبری

نه پرستو نه کبوتر و نه پیغام بری

به امیدی که رساند به من از توخبری

چشم و دل دوخته ام بر لب هر رهگذری

چه بگویم که پس از تو چه فراوان خوردم

غم دلها، که نخوردی و از آن، بی خبری


سر به زیرم نه از آنروی که افتاده شدم

بل از آنروی که از ّرد تو جویم اثری


مانده ام چشم براه تو در آغوش خزان

تا مگر باد رساند به من از تو خبری

در هراسم پس ازین فاصله، وصلی نبرم

نبرم عاقبت از صبر و سکوتم ثمری

با دلم عهد نبستم که ز یادت ببرم

تو چنان باش که این نکته ز یادت نبری

/ 5 نظر / 26 بازدید
reyhane

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن. زانوهایت رابغل بگیرویک دل سیر گریه کن شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی .:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا :: خدایا!ببخش آن گناهانم راکه دعایم را حبس کرده

reyhane

axe kheyli ghashange[لبخند]

hadis karami

Salam ostad khobin? Taatetoon ghabool .... ☺☺☺☺Kheiiiiily ziba va aliiiibood.....

نفس

از پست جدید دیدن فرمایید...با تشکر

....

فقط خداااااااااااا.....اااااااا